المحقق السبزواري

488

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

گردد ؛ پس ، در غضب آيد و ملتزم باطل شود و بر آن اصرار ورزد . پس ، بايد كه تعريف و تعليم محتسب بر وجه ملاطفت و مهربانى باشد و متضمّن ايذا و تجهيل و تحميق نباشد و به جدال منتهى نشود و اگر شود بر وجه احسن باشد ، چنان كه خداى عز و جلّ فرموده : ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ « 1 » اين خطاب است به حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله كه ، بخوان خلق را به راه خدا به حكمت و موعظهء نيكو و مجادله كن با ايشان به آن نحوى كه بهتر است . و بايد كه محتسب از عذاب و نكال اخروى بترساند ، و ذكر مثوبات اخروى بنمايد و او را بر آن مطّلع سازد ، و سيرت سلف صالح و اكابر سابقين ذكر كند و فوايد و ثمرات تقوا و پرهيزكارى بازنمايد ، و جودت الفاظ و نفاست معانى و حسن ادا و بلاغت و خفض صوت و اظهار خلوص و مناصحت مرعى دارد و جنايت و تقصير جانى را جنايت خود و فرزندان خود شمرد ؛ چه اهل اسلام همه چون يك نفسند ، چنان كه از حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله نقل است كه فرموده : « المؤمنون كجسد واحد اذا اشتكى عضو منها تداعى سايرها بالحمى و السّهر . » « 2 » فرمود كه ، « مؤمنان همه چون يك تن‌اند و خاصيّت تن آن است كه چون يك عضو از آن الم يابد ، همهء اعضا در تب و بيدارى شب با آن يك عضو شريك باشند . » همچنين علامت صحّت ايمان آن است كه چون مؤمنى را رنجى و مصيبتى رسد ، هر مؤمن كه از آن خبر يابد اثر آن الم در خود احساس كند . و معصيت مصيبت دين است و كدام مصيبت به مصيبت دين مىتواند رسيد ؟ امر سوم « 3 » كه محتسب را در احتساب رعايت آن بايد كرد تعنيف و تغليظ است به سخن درشت و دشنام غير فحش . و آداب اين درجه آن است كه چون از منع فاسق از راه ملاطفت و نصيحت و موعظت عاجز آيد و بيند كه با وجود نصايح و مواعظ بر معصيت اصرار مىنمايد [ و ] « 4 » به آن سخنان مواعظ استهزا مىكند و فايده مطلوبه بر آن مواعظ مترتّب نمىشود ، در اين صورت لازم است كه او را به سخنان درشت و دشنام از آن فعل

--> ( 1 ) . نحل : 125 . ( 2 ) . الوافى ، ج 5 ، ص 552 ( با اندكى تفاوت ) . ( 3 ) . اصل : « دوم . » اينجا برابر نسخهء مر اصلاح شد . ( 4 ) . از مر اضافه شد .